1090
اون پسره بوود که گفتم دوست دایی معرفی کرده بود
قرار بود بیان خواستگاری ولی طولش دادیم تا محرم تموم شه
فردا شب میان
منی که هیچوقت استرس نمیگرفتم الان استرس گرفتم
خیلی بدجوره
اصن نمیشناسیمشون ، اونام ما رو نمیشناسن
خیلی غریبانه است😂 اصن حس بدی دارم
خواستگاریای این مدلی همش قبلش استرس دارم اگه پسره منو دید و خوشش نیومد چی ، البته تا الان که پسرا اوکی بودن من خوشم نمیومده
ولی بازم یجوریه
کاش حداقل خود دایی بود یه چهارتا حرف مشترک با این پسره داشت حداقل
وایییییی🥲
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۱۵ ساعت 5:5 PM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛