اون پسره بوود که گفتم دوست دایی معرفی کرده بود

قرار بود بیان خواستگاری ولی طولش دادیم تا محرم تموم شه

فردا شب میان

منی که هیچوقت استرس نمیگرفتم الان استرس گرفتم

خیلی بدجوره

اصن نمیشناسیمشون ، اونام ما رو نمیشناسن

خیلی غریبانه است😂 اصن حس بدی دارم

خواستگاریای این مدلی همش قبلش استرس دارم اگه پسره منو دید و خوشش نیومد چی ، البته تا الان که پسرا اوکی بودن من خوشم نمیومده

ولی بازم یجوریه

کاش حداقل خود دایی بود یه چهارتا حرف مشترک با این پسره داشت حداقل

وایییییی🥲