ساعت ۱ امتحان آیین دارم و حتی یه صفحه نخوندنم

پریودم و از لحاظ روحی و جسمی گند زده بهم

لباسام کثیفن و باید بشورمشون

موهام چربه و باید برم حموم ولی شامپو نداریم

دیشب سر یچی با بابا بحثم شد و با اینکه تموم شده ولی تو ذهنم همش حرفاشو نشخوار میکنم

حقوقو قرار بوده امروز بریزن و هنوز خبری نیست و موجودی حسابم ۵ هزار تومنه

تولد دوستمه و پول ندارم براش کادو بخرم

نتم تموم شده و فقط ۱۰۰ مگ ازش مونده

فیلترشکنم تموم شده اعتبارش و نمیتونم برنامه هامو باز کنم

از دوستم یه تومن قرض میخوام ولی قصد پس دادن نداره و منم روم نمیشه بهش بگم

حوصله و توان امروز رفتن به دانشگاهو ندارم

اونوقت دقیقا توی این وضعیت دوستای مامان که تا حالا ندیدمشون اومدن خونه

و وقتی رفتم تو حموم که لباسامو بشورم گفتن این دخترت خودشو میگیره:/

خو من چه گوهی بخورم؟

وضعیتم داغونه بیام با تو شعر بگم بخندم؟