رفتم اداره اسمم بود

شناسنامه باهام نبود برگشتم مغازه

خانمه نشسته بود میگه بدون شناسنامه چجوری اومدی

بهش میگم من تو اوج نا امیدی پا شدم اومدم ببینم چرا بهم زنگ نزدن

رفتیم دیدیم شناسنامه مونده خونه

تهش با کارت دانشجوییم کارم راه افتاد

با دخترخالم مونا رفتیم

برگشتنی خالم بردمون

جالب اینکه دانشگاهش همون شهریه که ما تازه خونمونو بردیم،اینجوری اگه قبول شم عذاب وجدان تنها گذاشتن مامانو ندارم خوابگاهیم نمیشم

یکی از فامیلامونم دیدیم تو اداره😂

موقع رفتن اینقد استرس داشتم که فک میکردم الانه غش کنم

کاش بشه:))))