از شدت خستگی و بیخوابی دارم داغون میشم

ولی نسبت به خوابیدن مقاومت میکنم

کلا دو هفته دیگه این شهریم

خونه پیدا کردن مامانو بابا و قراره اسباب کشی کنیم

جدی جدی رفتنی شدیم:)

من وابستگی عاطفی شدیدی نسبت به اینجا پیدا کردمممم

از تنهایی و سکوتش خوشم میاد

ولی دیگه از تنهایی زندگی کردن خسته شدم

خونه وقتی خوبه که مامان و بابا توش باشن ، که کنار هم باشیم:)