132

با دوست مشترک یکی از دوستام داشتم حرف میزدم گف مشاور گرفتی و چطوره و این حرفا

بعدش گفتم خوبه خداروشکر نمونشو برا ف فرستادم بهت نشون نداد؟

بعد میگه که چرا بهم نشون داد گف برنامه اصلی رو براش نفرستادی😐

یعنی جدی جدی توقع داشت من برنامه هر روزمو برا اون بفرستم؟!

خوب داداش من دارم پول میدم اونم پول خودم نه از مامانم میگیرم

اصن نمیفهمم بعضی از ادما رو

حالا هرکس دیگه ای بود من میفرستادم مشکلی نداشتم ولی این دوستم به حدی خسیسه که کتابای خودمو که بهش امانت داده بودم بهم پس نداد گف خودم بیشتر لازم دارم

یعنی ببین این مال خودتو بهت نمیده حالا مال خودش بماند بعد همچین توقع هایی از ادم داره:/

جدیدا که رابطه مو با دنیای اطرافم قطع کردم فقط با همین چن تا دوست کنکوریم گه گاهی حرف میزنم اینام هر کدوم به نحوی وایب منفی میدن بهم

اون یکی دیگه که تا میای باهاش حرف بزنی چس ناله میکنه و میگه هیچی نخونده و فقط حرفای نا امید کننده میزنه

این یکی که اصن فازش مشخص نیس

اصن شیطونه میگه تلگرامم پاک کنم این ادمای منفیم نباشن

اصن شاید اکانت تلگراممو عوض کردم:///

 

 

 

دیشب خواب عجیب غریبی دیدم جدیدا خوابام خیلی شبیه واقعیت شده

جلوی روم یکی دیگه رو اومدن کشتن درحالیکه من قایم شده بودم که منم نکشن

اون حس ترسه که گیر نیوفتم،حس تلخی که بخاطر کشته شدن دوستم داشتم

اصن خیلی واقعی بود

ولی اینکه یه نفرو جلوت بکشن حتی توی خوابم وحشتناکه اینا چجوری تو واقعیت ادم میکشن؟!

 

 

صبح خیر سرم اومدم زودتر پا شم که بیشتر درس بخونم بابا گف بریم ظرفا رو بشوریم منم دلم نیومد بگم نه در نتیجه یه عالمه ظرفو منو بابا شستیم

 

 

اخر هفته مرور دو هفته پیشو دارم باید بشینم بخونم

یکی از دوستام گفته فردا میاد خونمون،یکی دیگم گفته جمعه بریم بیرون

نمیدونم چه غلطی کنم

خودشونم کنکور دارن اینجوری رفتار میکنن

 

 

به بابا میگم دبیری قبول شم برام چی میخری میگه خر:/

اععع من سر قبولی قبلی دانشگام یادم رفت بگم برام چیزی بخرن:/

اینقد حالم گرفته بود که حتی شیرینی نخریدم و هرکی تبریک میگف غمبرک میزدم که این علاقم نبوده تبریک نگین

امسال انشالله علاقم میشه:))))

 

131

دوباره خون دماغ شدم و این برای منی که توی عمرم فقط دو سه بار خون دماغ شدم چیز عجیبیه

جدا از اینا خون فقط از سمت چپ بینیم میاد و همشم به صورت لخته هست

احساس میکنم مال فشار زیادیه که رومه بخاطر کنکور:////

و این جمله توی ذهنم تداعی میشه که داری با خودت چیکار میکنی؟!

نباید پا تو راهی میزاشتم که میدونستم جونشو ندارم🤦🏻‍♀️

تحمل کن گندم دیگه تهشه

دو ماه دیگه بگزره تموم میشه طاقت بیار

نتیجه مهم نیست مهم اینه تو تلاش بکنی

 

ساعت خوابم رو به تنظیم شدنه و کم کم دارم میکشم عقب تا بهش عادت کنم

 

 

130

آبجی کوچیکه از مدرسه اومده و یه بند داره حرف میزنه 😂

منم داشتم خیر سرم درس میخوندم دیدم بچه دلش میخواد باهاش حرف بزنم درنتیجه کتابو گذاشتم و یکم صحبت کردیم

الان دیگه دخترخالم اومد خونه میرن با هم بازی میکنن با من دیگه کاری نداره برم ادامه دینی رو بخونم🦦

ابجی وسطیه هنوز مدرسست دو ساعت دیگه میاد، وقتیم بیاد یه راست میره تو اتاق میخوابه تا اذان😂

فقط کاش الان این دو تا بچه رو میشد بفرستم تو اتاق بغلی همش دارن چرت و پرت میگن منم اعصابم نمیکشه

درنهایت احتمالا خودم مجبور شم برم اینا نمیرن😂💪🏼

فک کنم پایینم هیچکی نباشه بهتره برم همونجا پیش بابابزرگ بشینم 

اعععع الان یادم اومد عمه کوچیکه و پسر شَرش اومدن امروز، اونجام پرید که:////

جهنم و ضرر میرم تو اتاقی که مامان خوابه میخونم ولی روشن کردن لامپ ریسک زیادی داره😂

 

 

 

129

دیشب بد خوابیدم و امروز از شدت کمر درد حتی نمیتونستم درست بشینم

درحالت دراز کشیده درسامو خوندم از روی پی دی اف

بعد از ظهری عمه بزرگه اومد رگ کمرمو گرفت یکم بهتر شد

 

 

یه پسره با اکانت فیک رفته به همکلاسی دوستم پیام داده چرت و پرت گفته

صد درصد اشناست

رفتم بهش پیام دادم جواب سر بالا داد 

و از اونجایی که ذهنم ظرفیت نداره همزمان درگیر چند تا چیز با هم باشه زیاد پیگیر نشدم

 

از درس خوندن امروز خودم راضیم:)))

نا امید شده بودم و بی انگیزه ولی حالا که فکرشو میکنم دو ماه وقت دارم و کلی کار میتونم بکنم تو این دو ماه:)))

 

128

من یروز خادم حرم امام رضا میشم

اینو قول میدم بخودم:))))

127

کلی برنامه ریختم برا بعد کنکورم

نمیخوام یه ماه بینشو با استرس و بدبختی بگزرونم

کلی فیلم و کتاب لیست کردم

قراره همون هفته ای که سنجش اعلام میکنه نتایجو منو ابجی وسطیه بریم مشهد تا زمان اعلام نتایج بمونیم😍😂

امسال خیلی اماده ترم ولی بازم استرس دارم

میترسمممم

همش یچی اکو میشه تو ذهنم که اگه نشه چی

ولی باید بشه

این مسیریه که با احتمال صد درصد رسیدن پا گذاشتم توش وگرنه اگه قرار بر نرسیدن بود که چرا الکی وقتمو هدر میدادم

من میرسم

امید دارم:))) 

به امید روزای بهتر

126

واااااییییی

من باز رفتم دینی تجربیییی خوندمممممم

اونم دو هفته تماممممممم

اووووف مغزم داره میترکههههههه

از اول باید برم بخونم🤕

چقد خنگی اخه تو دختر چرا نیگا نکردیییی؟! :(((((

125

چند روزه که لثه هام درد میکرد و اصلا یادم میرفت که بگردم دنبال علتش

دیروز که به مامانم نشون دادم گف دندون عقلته که داره در میاد

دو تا دندونای پایینم داره در میاد و فکم به شدت درد میکنه

تبم کردم ضعفم دارم:/

امروز کلا افتاده بودم:/

 

 

امشب رفتن برا پسرعمه بزرگم خواستگاری بابائم به عنوان دایی بزرگ رفت

هنوز برنگشته ببینیم چی شد چی نشد😂

فضولیم درد بدیه:/

 

 

امروز نتونستم زود پا شم حالم خوب نبود ولی فردا انشالله زود پا میشم

البته امیدوارم

 

124

ودف؟؟؟!!!

دندون عقلم داره در میاد

زود نیست الان؟!

ینییی چییییی

123

پسرعمه بزرگمو دارن زن میدن

امروز عمم با کلی خوشحالی این خبرو بهم داد و گف فردا شب میرن حرف میزنن

خوشحالم براشون

کاش دو تا عموی مجردمم زن میگرفتن از دستشون راحت میشدیم بمولا دیگه حیاط بوی کپک گرفته😂

از اونجایی که با خانواده عمم زیاد صمیمی نیستم و تقریبا بجز عمم با همشون قهرم نگران لباسی که بپوشم نیستم و میتونم مانتوی جدیدی که خریدمو بپوشم:)

 

 

بابا امروز رفته بود گوشی ابجی وسطی رو از مدرسه بگیره و به این نتیجه رسیدم که بعضی از معلما چقدددد میتونن بیشعور باشن

چرا معلما (همه نه) الان اینجوری شدن زمان ما که بهتر بودن:/

فک کنم بخاطر مجازی اینجوری شدن

 

 

ساعت خوابم بشدت داغون شده و شدیدا در تلاشم درستش کنم انشالله از فردا مویرگی میزنم تو کار سحرخیزی

 

 

یکی از ویژگی های اخلاقی خودمو که واقعا دوسش دارم اینه که بیشتر دوستام وقتایی که حالشون بده بعد از صحبتای طولانی میگن که حالشون خوب شده

این جمله رو جدیدا زیاد میشنوم

و هر دفعه که میگن (مرسی دمت گرم حالم الان خیلی بهتره) من قلبم پروانه ای میشه🦦🦋

 

 

امشب بعد از مدتهاااا ماکارونی درست کردم

ماکارونی یکی از غذاهاییه که خیلی خوب میپزمش ولی نمیدونم چرا خیلی وقت بود که دلم نمیخواست درستش کنم

شاید بخاطر اینکه غذای دورهمی هامون با بچه ها بود و الان از اون دورهمیا خبری نیست:)))

وقتایی که با پسرخاله ها و دخترخاله هام جمع میشدیم خونه خالم و بزرگترا رو میفرستادیم خونه یه خاله دیگم

من ماکارونی میپختم،پول رو هم میزاشتیم بستنی و لواشک میخریدیم و جرئت و حقیقت بازی میکردیم تا نصفه شبی

بعدشم خسته و مونده با معده های از شدت درد درحال انفجار میرفتیم خونه

اصن اینقد تو این دورهمیا ماکارونی درست کردم که تو پختنش ماهر شدم وگرنه دفعه های اول داغوننن بود😂

الان که فکرشو میکنم حتی یادم نمیاد اخرین دفعه ای که اینجوری جمع شدیم کی بوده

قرار بود بزرگ تر شدیم عوض نشیم ولی شدیم

کاش میشد برگشت به اون روزا

عمیقا دلم تنگ شد

برا همون ادمایی که هنوز عوض نشده بودن:)))

 

 

ابجی وسطیه کتاب جغرافیا شو گم کرده فردام امتحان داره الان نشسته چس ناله میکنه😂🤦🏻‍♀️

مامان و ابجی کوچیکم رفتن خونه خالم

بابا تنهایی نشسته داره چایی میخوره

 

 

 

چقد این متنه شبیه نوشته های دفترخاطرات شد😂😂

122

خستم

انگاری کم اوردم

ولی باید ادامه بدم

ته این جاده قشنگه

رسیدن قشنگه:)

121

امروز از نظر جسمی داغون بودم داغوننننا

درنتیجه نشد درس بخونم

حس میکنم دارم از برنامم عقب میوفتم و بعد نمیشه جبران کرد

از فردا به خودم قول میدم هر اتفاقیم افتاد برناممو بخونم

 

دیروز تولدش بود

عجیبه که حسم بهش تقریبا صفر شده

و این نابودی احساسم بهش از جایی شروع شد که شنیدم به دوستم پیشنهاد داده و دقیقا ام منظورشو از این کار فهمیدم

فقط میخواست منو اذیت کنه

هرچند باهاش دوستم نشد

از اونجا دیگه از چشمم افتاد

باز خوبه بالاخره تونستم با خودم کنار بیام و خوشحالم که میبینم خیلی وقته بهش فک نمیکنم

دوس داشتن بعضی از ادما وحشتناک ترین عذاب رو به دنبال داره

 

 

تتلو کلا از نظر من شخص معلوم الحالیه ولی صداشو خیلی دوس داشتم قبلا و بدون توجه به شخصیتش بعضی از اهنگاش عجیبب آرومم میکرد

بعد از قضیه کنسرتش و توهینایی که کرده بود نظرم عوض شد و فهمیدم نمیشه بدون توجه به شخصیت خواننده ها آهنگاشونو گوش داد و درنتیجه همه آهنگاشو پاک کردم از گوشیم

ولی الان عجیبب دلم میخواد اهنگ باهات قهرمشو گوش بدم:))

 

 

فیلم افسانه دریای ابی رو دیشب تموم کردم

فیلم قشنگ و جالبی بود و لحظه های شاد زیادیم داشت

ولی خوب یکم داستانش مسخره بود تقریبا،اینکه همه ی آدمای فیلم زندگی قبلیشونو یادشون بود 

خوب حالا ینفر به واسطه یه سری چیزا یادش بیاد یکم میشه باور کرد ولی اینکه همشون یادشون میومد که کی بودن و چی شده یکم مسخره بود یا اینکه اون روانپزشکه با یه بشکن همه چیزو یادشون میاورد یکم زیادی غیر قابل باور بود

ولی درکل داستان قشنگی داشت

من خودم بشخصه وجود پری های دریایی رو باور دارم

وسعت دریاها خیلی بیشتر از خشکیهاست رو زمین و دانش بشرم که پنج درصد اقیانوسو فقط کشف کرده و در نتیجه کاملا با عقل جور درمیاد مخصوصا اینکه تو داستانای قدیمیم به وجودشون اشاره شده

 

 

امروز ابجی وسطیه گوشیشو برده مدرسه ازش گرفتن😂💪🏼

اینقد ادم بدشانس؟

و از اونجایی که این بشدت معتاده گوشیه پا شده رفته خونه خالم تا حوصلش سر نره😂

 

 

120

خیلی بی دلیل و الکی دلم گرفته

همش توی دهنم مزه خونو حس میکنم

حواسم نبوده پوست لب پایینمو کندم شدیدا زخم شده ولی حس میکنم این طعم خون مال یچیز دیگست چون از توی دهنمه شاید مال لسه هامه یا هر چیزی

این چند روزه قلبم خیلی درد میکنه و یهویی تیر میکشه

 

 

ازمون صبحمو خوب دادم و مشاور راضی بود برا فردام برنامه داده باید بشینم بخونم

کولرم که سوخته خونمون انگار خرما پزونه نمیشه درس خوند که

تعمیرشم طول میکشه شانس بد

ولی هرچقدم گرم شه به گرمای توی اتوبوس شلمچه نمیرسه اونجا اصن حس میکردی کردنت تو دیگ دارن میپزن

در هر صورت تحمل گرما برام راحت تر شده

 

 

بابا همچنان درتلاشه که شوکرو ازم بگیره اولش یکم غر زد و قهر کرد بعد شب که برگشت کلی خوراکی گرفته بود فک کنم میخواد از راه خوراکی خرم کنه😂

مامان میگه شوکرو بدی دست بابات میندازمت بیرون از خونه😂

 

 

یه بی جنبه ای نشست و دقیقا ده قسمت سریالی که دان کرده بودو امروز دید و اصلااا نمیخوام اشاره کنم که کیه://

واقعا چرا اینقد راحت میشه ده ساعت پشت سر هم فیلم دید و همچنان ذوق داشت ولی تا میای دو ساعت درس بخونی خوابت میگیره؟!

بنظر من که کلا مشکل از کتابای درسیه که جذابیتی ندارن وگرنه من بخاطر خوندن بعضی از کتابا تا صبحم شده بیدار موندم و تا تمومش نکردم ول نکردم:/

 

 

همینکه تو این وضعیت مدرسه نمیرم و نگران امتحانای مسخره و معلمای بداخلاق نیستم سپاس خدای عزوجل:)))

 

برنامه فردامم سنگینه شدیدا خوابم میاد ولی دلم نمیخواد بخوابم

میدونم بلافاصله که بخوابم مغزم شروع میکنه فکرای بیخودی کردن و چرت و پرت بافی و حتییی در این لحظه حوصله خودمم ندارم

 

اخر کتاب هری پاتر و محفل ققنوس خانم پامفری یه معجون داد به هری فک کنم اسمش معجون خواب بدون رویا بود که تا خوردش خوابش برد و راحتتت خوابید

الان شدیداااا نیاز دارم به اون معجون:)))

 

 

119

مشاور برا امروز برنامه نداد گف هفته رو مرور کن

منم میشینم برنامه دیروزمو که نخوندم میخونم که عقبم نیوفتم

شانس اوردمااا😂

 

رفتم دیدم6 گیگ اینترنت دارم و مهلتشم تا امروزه و در نتیجه نشستم فیلم افسانه دریای ابی رو ریختم بازم سه گیگش موند

اینقد بدم میادددد نت برگشت بخوره به ایرانسل استفاده نکنم😂

قانونای فیلم دیدن:1 فقط روزی یک قسمت2 اونم وقتی برنامم تموم شد3 تا برنامه تموم نشه از فیلم خبری نیست

 

دیروز کولر بصورت ناگهانی سوخت و دقیقا موقعی که من خونه تنها بودم و در نتیجه زدن گردن من😂

من داشتم خونه رو جمع میکردم اینو فقط پمپشو زدم روشن نکردمش یهو دیدم این خودش روشن شد و یه بوی سوختنی پیچید

چند ثانیه اول هنگ کردم فک کردم جنی چیزی روشنش کرده بعد یهو پریدم سمتش از برق کشیدمش نگو این یه سره شده پمپش سوخته

امروزو قراره با پنکه سر کنیم فعلا که هوا اونقد گرم نشده تو خونه😂

 

دیشب پیتزا سفارش دادیم اونم چه پیتزایییی

ما گفته بودیم مخلوط ولی اشتباهی یه مدل دیگه که اصن من تا حالا نخورده بودم فرستادن

و شدیدا ام پیتزاها بوی بنزین میداد جوری که نشد بخوریم

ما قبلا از این رستورانه خرید کرده بودیم اصن تا حالا اینجوری نفرستاده بودن که هم مدلش اشتباه باشه هم نشه خورد

درنتیجه بابا پیگیری کرد و گفتن انگار توی آشپزخونه خودشون یه مشکلی بوده و قرار شد امشب دوباره بفرستن

از همون یه تیکه ای که تند تند خوردم هنوز دهنم مزه بنزین میده:/

 

 

 

118

بخاطر حرف مشاور نتونستم امروز درس بخونم

با خودم انگار لج کرده بودم:))

از فردا قویتر جلو میرم

117

مشاورم بهم میگه این هفته خیلی کم درس خوندی:///

این درحالیه که من خودمو کشتم تا به برنامه سنگینش برسم و تقریبا همه روزای هفته رسیدم کامل بجز سه شنبه که حالم بد شد://

من گزارش بچه های دیگه رو تو گروه دیدم اونام دقیقا برنامشون مث منه ولی 11 ساعت خوندن درحالیکه من همین برنامه رو 6 ساعته خوندم

مثلا یکی بود برا جامعه2 ساعت تایم گذاشته بود،خوب من جامعه رو 45 دقیقه ای تموم میکنم تستاشم میزنم یه ربعم دوباره مرور میکنم ولی خودمو بکشمم بیشتر از 1 ساعت نمیشه

باید این چیزارم حساب کنه نه اینکه فقط بگه چون مجموع مطالعت کمه کیفیت خوندنت پایینه😕

 

 

بیلبیلک پشت قاب گوشیمو که کلی دنبالش گشتم تا خریدمش و واقعا دوسش داشتم مامانم شکسته:/

برا سحری گوشی پیشش بوده که بیدار شه لگدش کرده شکسته

از اونجاییم که این خیلی محکم چسبیده به قاب و کنده نمیشه رسما قابش هم به گند کشیده شد(((:

 

 

چون من روزه نیستم اتاقی که کولر داره رو مامان و ابجی وسطی قُرُق کردن و خوابیدن و نمیزارن لامپشو روشن کنم رسما انداختن منو بیرون

 

دیشب یه خواب فوق عجیب دیدم و حس میکنم تهش اونجا مُردم و اومدم این دنیا قشنگگگگگگ اینو حس کردم😂

فک کنم بخاطر کنکوره دارم خل میشم😂✌🏽

 

 

 

116

برنامه امروزمو خوندم  علاوه بر اون درس قبلیه جامعه و دینی که از برنامه قبل مونده بودم خوندم😂

کامل بجز فنون که تو تایم بعدی میچپونمش میخونم اونم چون دقیقا همون موقعی که درگیر فنون بودم خالم اینا اومدن و مجبور شدم برم پیششون بشینم:)))

هیچوقت فک نمیکردم بتونم کل برنامه این مشاورو بخونم برگای خودمم ریخته😂🤦🏼‍♀️

ولی انگار جدی جدی داره به جاهای خوبی میرسه:))

به امید روزای بهتر((((:

 

115

امروز روزه نگرفتم:))) 

درس خوندنم خوب بود و به برنامم رسیدم فقط ریاضی و فنون مونده که الان میرم بخونم تا ساعت یازده

در کل از امروزم راضیم

 

114

این سه روزی که روزه گرفتم درس خوندنم زیاد درست درمون نبود

بهترین زمان درس خوندنم بعد سحره که اونم خوابم میبره

بعدشم که بخاطر کم خونی شدیدم جونی ندارم:/

الان یه کانال درسی بود دیدمش یکم دو دل شدم

حرفاش منطقی بود

حالا فردا رو نمیگیرم ببینم چقد میتونم درس بخونم

اگه درس خوندنم بیشتر بود که دیگه نمیگیرم

اگرم فرقی نکرد که روزمو میگیرم:)))

113

ولی بین خودمون بمونه اینکه ندونی بهترین راه کدومه و کدوم راه بهترینه از اون حالایِ بدهِ...!

اینکه نمیدونی چیکار کنی تا مشکلات حل شن و وضعیت بهتر شه خیلی سختهِ...!

اینکه هی فکر میکنی و فکر میکنی و فکر میکنی و در آخر به هیچ نتیجه ای نمیرسی فاجعس...! 

و اینکه آخرِسر مث یک بزدلِ ترسوو می خوابی وحشتناکه .. !
 

112

دیشب زود خوابیدم در نتیجه برا سحری که پا شدم نسبت به دیروز سرحال تر بودم

بعد سحری بیدار موندم یکم درس خوندم

آبجی کوچیکمو هر چی صداش زدیم پا نشد بره مدرسه و گف خوابش میاد

یه نیم ساعتی تلاش کردیم برا بیدار شدنش بعد دیگه من گفتم نمیخواد بره دیگه بزارید بخوابه

از جریان آتیش سوزی مهدکودک تو زاهدان واقعا یکم ترسیدم

مادر یکی از بچه هایی که انروز موند توی آتیش گفته که دخترش نمیخواسته اون روز بره مهد و حتی به داییشم زنگ زده که تو یجوری مامانمو راضی کن من امروز نرم ولی بزور بردتش

درکل از اون موقع به بعد وقتایی که خواهرمو هرکاری میکنیم راضی نمیشه بره رو میگم نرو مدرسه 

بعضی وقتا آدم باید به حس درونیش اعتماد کنه

 

چقد هوای این موقع صبح قشنگههه:))) 

خیلی خوابم میاد ولی تا دینی رو تموم نکنم نمیخوابم

باید تمومش کنم

ولی خوابم میاددددد(((((: 

 

مشاور برام آمار و بخش بندی کرده که هر بخشو یه روز بخونم و درکل برای فصل یک ده روز وقت بزارم اونوقت من متوجه منظورش نشدم کل فصلو تو دو روز خوندم😂🤦🏼‍♀️

چقدم بنده خدا رو مورد عنایت قرار دادم که سنگینه برنامش

البته سنگینه هااااا ولی حس میکنم کم کم دارم به این مدل خوندن عادت میکنم

 

تاریخ همش اسم و اثر و کتاب بود به بدبختی فقط اسما رو رو خونی کردم گفتم برم سراغ فنون یکم سر حال شم دیدم ای دل غافل شانس من فنونم قسمت تاریخ ادبیاتشه😂🤦🏼‍♀️

کلا از زندگی نا امید شدم😂✌🏽

111

امروز روزه گرفتم

دیشب چون ساعت یک خوابیدم و چهار برا سحری پا شدم صبح بشدتتت خابالو بودم در نتیجه فقط تونستم یه ساعت درس بخونم و بعدش تقریبا بیهوش شدم

ساعت دوازده پا شدم و یکم درس خوندم و ساعتای چهار دیدم مغزم کشش نداره و دارم ضعف میکنم کشیدم کنار

درکل اونجوری که میخواستم نشد

اگه امشب بتونم زودتر بخوابم فک کنم بشه بعد سحر نخوابم

 

پست همین چند دقیقه پیش کتابامو اورد😂

.

.

پسرعمه ام با چن نفر دعواش شده چاقو خورده😂

اصن الان پسر داشتن خطرناک شده:/

اگه برناممو تا اخر شب تموم نکنم عقب میوفتم و این اصلا خوب نیست:////

خوابم میاد کاش میشد یکم بخوابم

 

110

یه چیزی که این چند وقته خیلی بین اکثر بلاگرا و اینفلوئنسرا و بازیگرا و درکل همه آدمای مشهور و معروف باب شده اینه که بچه دار نمیشن

ازشونم که دلیلشو میپرسی میگن بچه آوردن مستلزم اینه که همه امکانات و شرایط لازمو برای بچه دار شدن داشته باشی و خودت و همسرت توی شرایط روحی مناسبی باشین

و من دقیقا با این حرفشون موافقم

یارو مستاجره شوهرشم بیکاره نون ندارن بخورن بعد خون گریه میکنه که چرا خدا بهم بچه نمیده:/

خوب تو اول امکانات زندگیو فراهم کن بعد به فکر بچه باش،

یا شوهره اخلاقش بده و کلی مشکلای رفتاری دیگه داره بزرگترای مثلا عاقل تر میگن عیبی نداره بچه بیارید درست میشه😐

خوب تاپاله خر بریزن تو اون سرای خالی از مغزتون،اون بچه چه گناهی کردههههه

چرا یه آدم دیگه رو میکشید میارید وسط بدبختیای خودتون؟

خدایی منطقشون چیه؟؟

حالا همه این چیزا بدرککککککککک

یه بچه اوردی ثابت کردی نازا نیستی چرا بعدیو میارییییییی

اخه تو نون نداری به این یکی بدی اونوقت دومی رو میاری؟؟؟

ودف؟؟؟؟

دقیقا ام اکثر آدمایی که بچه زیاد دارن وضع زندگیشون داغونهههه

اگه یه ذره مردم به این قضیه فک میکردن الان کلی بچه بی سرپرست و بد سرپرست گوشه کنار شهر نبود

کاش آدما اینقد خودخواه نباشن که بخاطر ثابت کردن اینکه نازا نیستن یه آدم دیگه رو بزنن بدبخت کنن:)) 

109

از وضع درس خوندنم زیاد راضی نیستم

دوباره کسل شدم

این مشاور شبیه اون مشاور قبلیم نیست اون خیلی پیگیر تر بود و برنامه متناسب میداد

این همش 9تا تایم میزاره،  5تا درس اصلی،  4 تا تایمم آرایه و لغت فارسی و زبان و قرابت، درکل سنگینه:///

 

روزه رو میگیرم:)) 

نمیتونم خودمو قانع کنم که نگیرم

از بعد سحر درس میخونم تا ظهر شبم دو ساعت میخونم خودش خیلییی میشه

 

یه ایده رمان اومده تو ذهنم همشم داره پر و بال میگیره کاش وقت میشد بنویسمش

یه وقتایی واقعا حس میکنم توانایی نویسنده شدنو دارم:)))

به لطف قوه تخیل شدیدااا قوی ای که دارم الان قشنگ ده تا ایده داستان توی مغزم داره میچرخه که اگه بنویسمشون بنظرم چیزای قشنگی بشن

اگه دبیری ادبیاتم قبول بشمم خوبه هاااا،میتونم رویای نویسنده بودنمم واقعی کنم

 

چقد دلم هوای مسجد جمکرانو کرده:)))

 

 

 

108

مشاور بهم زنگ زد و برخلاف انتظارم استرس گرفتم

یعنیییی چیییی

یه صحبت معمولی بود و درکمال ارامش داشت حرف میزد بنده خدا اونوقت من از اینور استرس گرفتم😐

اصن خودمم تعجب کردممم

برا گزینش نهاد رهبری دانشگاه که زنگ زدن حتی استرس نگرفتم، من چم شدهه؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گوشتارو با کلی ادویه و پودر سیر و چیز میز سرخ کردم مزه بهشتتت میداد اینقدم چرب و چیلی بوددد😂

نوشابم داشتیم تو یخچال گفتم همین یروزه بزا بخورم(نوشابه رو ترک کردم یا حداقل سعی میکنم کمتر بخورم) 

اصن فک کنم به من اینجا تنهایی بیشتر از اونایی که رفتن خوش گذشت😂✌🏼

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عمه کوچیکم پایینه و من اصلا صدام درنیومد که فک کنه من نیستم خونه

اصلا حوصله غرغراشو ندارم://

جدیدا خیلی فامیل گریز شدم:))) 

یا ابلفضل عمه ی بزرگمم صداش میاد پس پایین حسابی شلوغ شده

من برم خودمو بزنم به خواب😂

 

 

107

پیچوندم و نرفتم😁

بابا رو بزوووور راهی کردم مگه میرفتتت

الانم تو خونه تنها نشستم راحتتتتت

صبحونمم زدم بر بدن

مامان برام گوشت ادویه زده گذاشته یه ساعت دیگه میرم یه غذای ترکیبی خوشمزه میپزم برا ناهار

البته فک کنم زود برگردن چون دایی باید میرف سر کار

مشاورم قراره ساعت یازده بهم زنگ بزنه

الانم برم درس بخونمممم که برنامم خیلی سنگینه:))) 

106

فک کنم هیچ جوره نتونم کوه رفتن صبحو بپیچونم

بدبختی اینه بابا میگه من نرم نمیره:///

برنامه فردامم سنگینههههه 

نمیدنم چیکار کنم😑

105

تا حدودی تونستم برنامه رو بخونم ولی به دو تا درس نرسیدم

چرا این منطق لعنتی اینقد سختههه

___________________________________________________________________

قراره همراه خاله هام فردا بریم کوه و اصلا و ابدا دلم نمیخواد برم باهاشون

بابا میگه تو نمیری منم نمیرم

مامان میگه باید بریم

ابجی کوچیکه نزدیک بود اشکش دربیاد گویا با دخترخاله هام برنامه زیاد ریختن

ابجی وسطیم میگه با اونا نریم خودمون تنها بریم

هر چی با خودم کلنجار میرم تحمل خاله هامو ندارم:///

واقعا از دم همشون اخلاقشون بده و سر کوچیک ترین چیزا گیر میدن به ادم و خلاصه با حرفاشون رو مغزت راه میرن

کاش بتونم یجوری بپیچونم:///

البته میدونم که تهش نمیتونم و بزور برم میدارن میبرن:)) 

___________________________________________________________________

داشتم وبلاگ یه دختری رو میخوندم که شدیدا داره با افسردگی مبارزه میکنه و یجورایی تسلیمم شده

یاد روزای افسردگی خودم افتادم:)

حتی هیچکی نفهمید که من درگیر افسردگیم

اما روزای سخت و وحشتناکی بود

من خودم خیلی تلاش کردم که حالم بهتر شه،میدونم هنوزم کاملا خوب نشدم ولی حالم خیلییی از اون روزا بهتره

کاش اون دخترم زودتر حالش خوب بشه و شادی برگرده به زندگیش:)) 

___________________________________________________________________

اخرین تیکه از کتابای هری پاتر(شاهزاده دورگه) که نخونده بودمم تو این دو روزه خوندم و الان یجورایی حس میکنم دلم گرفته از تموم شدنش

تابستون احتمالا دوباره برم سراغ هری پاتر ولی دیگه چیز جدیدی نداره:))) 

دلم میخواد فیلم ببینم تا یکم از دنیای واقعی فاصله بگیرم ولی نمیشه چون درسام زیادن و کنکور نزدیکه

__________________________________________________________________

برا طرح ولایت دوباره زنگ زدن که 16 ام همین ماه یه دوره دیگس اگه میتونید بیاین

من نمیتونم لعنتیاااا

شمام هی دوره بزارید دل منو کباب کنیددددد

من فقط میتونم تابستون برم:)) 

کاش یه دوره بعد کنکور بزارن بتونم برم

ولی حیف دیگه دوستام نیستن و با یه جمع کاملا جدید قراره روبرو شم:/

104

بابا سر صبحی اومد شوکر شو که ازش کش رفتم ازم بگیره

بهش پس ندادم، وکلی دعوا کردیم

البته خودش میدونه نمیتونه حریف من بشه در نهایت تسلیم شد و رفت😂💪

یه جایی قایمش کردم عقل هیچکی نمیرسه پس مطمعنم بگرده پیدا نمیکنه

درهر صورت یروزی باید بهش پش بدم ولی تا جایی که بتونم دیرتر پس میدمش

===================================================

مشاور بهم یه برنامه بشدت سنگین داده ببینه چقد میتونم بخونم تا طبق خوانش امروزم بهم برنامه بده و کم کم زیادش کنیم

البته من همه این درسا رو قبلا خوندم پس برام زیاد طول نمیکشه

ولی میترسم بگم همه رو خوندم همینجوری سنگین برنامه بده در ادامه نرسم بهش😬✌🏼

===================================================

نذر کردم وقتی قبول شدم برا بچه های کنکوری کتاب بخرم هر چن ماه یبار

در حد وسعم دیگه

ولی نذر قشنگیه یه جورایی فک کردن بهش حالمو خوب میکنه

===================================================

103

از نظر من هر آدمی یه بوی خاصی داره که وقتی خیلی باهاش صمیمی باشی میتونی بفهمیش

امشب یه لحظه حس کردم بوی مامانبزرگ مرحومم توی اتاق پیچید:))

و بالافاصله بعد از به زبون آوردنش پشیمون شدم چون بابا بغض کرد و چشماش اشکی شد و گفت بی مادری داغ بزرگیه و مامان که اونم مادرشو از دست داده با ناراحتی حرفشو تایید کرد

به بدبختی بحثو عوض کردم

ولی کاش نمیگفتم چیزی:)))

 

102

همون مشاور دومی رو انتخاب کردم😅

پولو براش واریز کردم (کارتم به مشکل خورد نشد از طریق اپلیکیشن بفرستم دوستم فرستاد و قرار شد من براش کارت به کارت کنم از عابر بانک) و منو اد کرد تو گروه و یه سری وویس و این چیزا و گف فردا تماس میگیره

انگاری سخت گیره

خداکنه بتونم باهاش پیشرفت کنم

از فردا شروع میکنیم

===================================================

عمه از توی باغچه حیاطشون گل رز و محمدی چیده و برامون فرستاده الان کنارمن عطرشون اتاقو برداشته قشنگگ کیف میکنم

شاید با گلای محمدی مربا درست کردم:)))

در اینده اگه خونه خودم حیاط داشت یه باغچه کوچولو برا خودم درست میکنم و توش یه عالمه گل میکارم

گل افتابگردون چون شدیدا از رنگش خوشم میاد،گل رز،گل نرگس چون عاشق بوشم،گل محمدی و...

سبزیم توش میکارم چون واقعا عطر سبزی تازه رو دوس دارم

شاید یه درخت توت ام کاشتم :)))

===================================================

تصورم از پیریم اینه که از این مادربزرگ مهربونا میشم که همش به نوه هام خوراکی میدم و براشون شال گردن میبافم😂

شایدم از این پیرزن بداخلاق غرغروها بشم کی میدونه؟😂💪

===================================================

دخترخالم پیام داده بود شب بریم بیرون گفتم نمیام ناراحت شد

از روزی که اومدن تا حالا ده بار رفتیم بیرون بسه دیگهه

بعدشم هر دفعه کلی راه باید پیاده بریم پدر پاهای آدم درمیاد://

حسم نسبت به این دخترخالم عوض شده ترجیح میدم یه مدت رابطمو باهاش کم کنم

===================================================

 

 

101

مامان گف پول مشاوره رو بهم میده

برای اینکه عذاب وجدان خودم کمتر بشه فرض میکنم ازشون قرض گرفتم و واقعا ام بعدا بهشون پس میدم

الان بین دو تا مشاور درگیرم:/

یکیشون مال آکادمی یه و یجورایی شناخته شدن و ممبرای کانالشونم خیلی زیادن

یکی دیگم خودشه فقط و عضو آکادمی نیست ولی انگار خیلی بیشتر دلسوزه

هزینه هر دوتاشونم یکیه

نمیدونم چیکار کنم ولی ترجیح میدم با این دومیه مشاوره بردارم

اون اولیه خودش حدود600تا دانش اموز داره و این بهم استرس میده

 

سال کنکور خودم یه مشاور داشتم که واقعااا عالی بود و از همه نظر باهاش کنار میومدم و حتی وقتی نتایج اومد از قبل گف فک میکنم حدودا رتبت اینقد بشه و واقعا ام همونقد شد

ولی شانس من امسال دیگه مشاوره کنکور نداشت و فقط بچه های کارشناسی رو مشاوره میداد

مامان داره صدا میزنه برم ناهار

راستی دیگه کتابخونم نمیرم چون ابجیم تنهاست خونه هیچکیم نیس همینجا میخونم

انشالله هر چی خیره بشه:))) 

به امید روزای بهتر:)) 

۱۰۰

در به در دارم دنبال مشاور میگردم

تو این سه ماه باقی مونده میگم بشینم با یه برنامه درست درمون بخونم

اصلا روم نمیشه از خانوادم بخاطر مشاوره پول بگیرم

اصن چه وضعیه

ولی قبول شم قول میدم ده برابرشو بهشون برگردونم

با عذاب وجدان الانم چه کنممممم

اصن اینا به کنارررر اگه مشاوره خوب نباشه چییییی

سه سال زندگیم به باد نرههه:///

باز استرس گرفتممممم

 

99

تو کتابخونه یکی صدام زد به اسم و فامیل و گف چطوریی چخبر

و من حتی یه درصدم دختره رو نمیشناختم

هرچقدم فک کردم نفهمیدم کیه

قیافش یه ذره اشنا بودااا ولی بازم به مغزم نرسید😂🤦‍♀️

واقعا این معلما چجوری دانش اموزاشونو یادشون میمونه؟

اووف من اگه معلم شم سر این شناختن بچه ها کلی بدبختی دارم😂

بعضیا خیلی عجیبن از نظر من

مثلا دوستم از یه نفر حتی اگه فقط یدونه عکس دیده باشه بعد چندد وقت تو خیابون میشناسه:///

بعد اونوقت من همکلاسیای دبیرستانمم ببینم نمیشناسم البته اونایی که باهاشون صمیمی نبودمااااا

فقط شاید یکم اشنا بزنن😂

اصن به این نتیجه رسیدم حافظه دیداریم خیلی ضعیفه😐💪

 

98

کتابخونه چقد شلوغهههه:))) 

97

فردا قراره بریم کتابخونه

نصفه شبی دارم کوکوسبزی میپزم فردا گشنه نمونم

اصن کوکوسبزی جزء جدایی ناپذیر کتابخونس😂💪

فردا قراره کله سحر پا شم:))) 

ذهنم یجورایی خالی شده

خالم اینا اومده بودن اینجا من کلا تو اتاق بودم نرفتم پیششون میگن شبیه افسرده ها شدی😅

امروز یه عکس از بنده خدا دیدم اصن حال و احوالمو زد داغون کرد،این روزا میتونست یجور دیگه باشه اگه اون ادم بهتری بود:))) 

هر کی هرچی میخواد بگه ولی من میدونم حتی اگه کنارش بدبخت ترین ادم دنیام میشدم بازم خودمو خوشبخت میدونستم:)) 

با همه بدبختیایی که سر این دوس داشتنه کشیدم ولی بازم الان که فکرشو میکنم به اون حس قشنگش می ارزید:)) 

من که هیچوقت دوباره14 سالم نمیشه:)) 

اوووف با وجود تمام مقاومتی که این چند وقته داشتم دربرابر فکر کردن بهش اما اعتراف میکنم دلم براش تنگ شده

کاش دنیا یجور دیگه بود:)) 

96

کنکورو میخوان بندازن عقب

خبر گند بعدی

اصن مغزم کشش نداره

شانسه منه دیگه:))))

دقیقا همین امسال دارن کارای قبلشونو تکرار میکنن

اوووف

از صبحیه یه حس خوبی داشتم فک میکردم قراره امشب یه خبر خیلی خوش بشنوم برعکس شد:)))) 

95

اقااااا

ودففففف؟؟؟

یعنی چیییییی

اون یارویی که اومده بود خواستگاری من و بردنش برا دخترخالمممم

اونام قبول کردن

یعنییی چییی

بمولا یجوریهههه

من روم نمیشه بعد باهاشون برم بیرونننننن

اصن حتی رومم نمیشه برم خونشوننن

به دوستام میخندیدم که خواستگار اینو یکی دیگه از دوستاش قبول کردهه

مامان سرمووو میبرههههه

اقا چرا این کاراشونو میکنن خو یکی دیگه رو قبول میکردی

حس بدی دارم:/

 

94

اگه قرار بود جا بزنی و نا امید و خسته بشی چرا اصن از اولش شروع کردیش؟

اگه شروع کردی پس ادامه بده🤍🦋

93

یعنی عاشق طرز خواستگاری گروه دوبلور امشب عصر جدید شدم

از اول تا اخرش چشمام اکلیلی بود و تو دلم پروانه آبی پرواز میکرد🦋

خیلیییی باحال بود

ذوق پسرهههه

خجالت دختره

اونجایی که پسره هول شد تته پته کرددددد،

اونجایی که محو دختره شده بود پله زیر پاشو ندید

اصن این حجم از زیبایی اونم تو تلویزیون ایران؟؟؟؟!