97
فردا قراره بریم کتابخونه
نصفه شبی دارم کوکوسبزی میپزم فردا گشنه نمونم
اصن کوکوسبزی جزء جدایی ناپذیر کتابخونس😂💪
فردا قراره کله سحر پا شم:)))
ذهنم یجورایی خالی شده
خالم اینا اومده بودن اینجا من کلا تو اتاق بودم نرفتم پیششون میگن شبیه افسرده ها شدی😅
امروز یه عکس از بنده خدا دیدم اصن حال و احوالمو زد داغون کرد،این روزا میتونست یجور دیگه باشه اگه اون ادم بهتری بود:)))
هر کی هرچی میخواد بگه ولی من میدونم حتی اگه کنارش بدبخت ترین ادم دنیام میشدم بازم خودمو خوشبخت میدونستم:))
با همه بدبختیایی که سر این دوس داشتنه کشیدم ولی بازم الان که فکرشو میکنم به اون حس قشنگش می ارزید:))
من که هیچوقت دوباره14 سالم نمیشه:))
اوووف با وجود تمام مقاومتی که این چند وقته داشتم دربرابر فکر کردن بهش اما اعتراف میکنم دلم براش تنگ شده
کاش دنیا یجور دیگه بود:))
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۰۱/۰۹ ساعت 1:2 AM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛