فردا قراره بریم کتابخونه

نصفه شبی دارم کوکوسبزی میپزم فردا گشنه نمونم

اصن کوکوسبزی جزء جدایی ناپذیر کتابخونس😂💪

فردا قراره کله سحر پا شم:))) 

ذهنم یجورایی خالی شده

خالم اینا اومده بودن اینجا من کلا تو اتاق بودم نرفتم پیششون میگن شبیه افسرده ها شدی😅

امروز یه عکس از بنده خدا دیدم اصن حال و احوالمو زد داغون کرد،این روزا میتونست یجور دیگه باشه اگه اون ادم بهتری بود:))) 

هر کی هرچی میخواد بگه ولی من میدونم حتی اگه کنارش بدبخت ترین ادم دنیام میشدم بازم خودمو خوشبخت میدونستم:)) 

با همه بدبختیایی که سر این دوس داشتنه کشیدم ولی بازم الان که فکرشو میکنم به اون حس قشنگش می ارزید:)) 

من که هیچوقت دوباره14 سالم نمیشه:)) 

اوووف با وجود تمام مقاومتی که این چند وقته داشتم دربرابر فکر کردن بهش اما اعتراف میکنم دلم براش تنگ شده

کاش دنیا یجور دیگه بود:))