دیروز رفتیم شهر

با دخترخالم دو ساعت دنبال دانشگاه من گشتیم تهش که به بدبختی پیدا کردیم گفتن از اینجا بردنش یه جای دیگه😐

خداییشم ساختمونش شبیه مدرسه بود

دانشگاه که بند و بساطو جمع کرده رفته، ساختمونشو کردن هنرستان پسرانه

اشکم داشت درمیومد

دانشگاهی که من ازش انصراف دادم شهری بود برا خودش

از لحاظ امکانات و خوشگلی حرف اولو میزد تو منطقه

ولی هر رویایی یه بهایی داره:))

اونجا همه چی خوب بود دلم خوش نبود