990
دیروز رفتیم شهر
با دخترخالم دو ساعت دنبال دانشگاه من گشتیم تهش که به بدبختی پیدا کردیم گفتن از اینجا بردنش یه جای دیگه😐
خداییشم ساختمونش شبیه مدرسه بود
دانشگاه که بند و بساطو جمع کرده رفته، ساختمونشو کردن هنرستان پسرانه
اشکم داشت درمیومد
دانشگاهی که من ازش انصراف دادم شهری بود برا خودش
از لحاظ امکانات و خوشگلی حرف اولو میزد تو منطقه
ولی هر رویایی یه بهایی داره:))
اونجا همه چی خوب بود دلم خوش نبود
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ ساعت 1:9 PM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛