از ظهر تا حالا با فنچک دارم سر و کله میزنم ریاضی بهش یاد بدم

بعضی اوقات عصبانی میشدم

یه دوبارم دلم میخواست بزنمش😂

یه لحظه از راهی که اومدم پشیمون شدم

اینکه شاید اشتباه اومدم

شاید من بدرد معلمی نمیخورم

ولی حالا که درس دادنم تموم شده و ابجی کوچیکم رفته خوابیده حس خوبی دارم

خستماااا

ولی یه خستگی خوب

یه حس شیرین:)))

و به این نتیجه رسیدم روح من تو معلمیه:)))

حتی روزایی که از شدت خستگی در حال بیهوشی باشم وقتی شب بخوام بخوابم حالم خوبه