656
تا الان بیدار موندم و کتاب امیلی (ال ام مونتگمری) رو تموم کردم:)))))
جلد سومشو امشب خوندم و عمیقا غمگین بود
قلبم تیر میکشه
و دوباره به این نتیجه رسیدم که من جنبه فیلم و کتاب غمگین ندارم
از یه طرفم صحبت درمورد گذشته اذیتم کرد
نمیدونم دخترخالم چه اصراری داشت بدونه من کنکورو جزو شکستام حساب میکنم یا نه
میدونم جوابی که دادم واقعیت نبود ولی سعی میکنم به همین تفکر برسم
عجیبه که یه مکالمه دو دقیقه ای میتونه آدمو بیخواب کنه
آدم بی امید میمیره
نمیدونم اما امیدم برا تکمیل ظرفیتم رفته
حس میکنم لیاقت شاد بودنو ندارم
هیچوقت تو زندگیم شاد نبودم
یه چن وقتی بود عادت بیخوابیم سراغم نمیومد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۱/۱۰/۰۸ ساعت 6:29 AM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛