585
امروز نمیخواستم بازی رو ببینم
ولی حریف خودم نشدم و درنهایت کل بازی رو کنار فنچک نگاه کردیم
مامان و یاسمنم دقیقا تو هال خواب بودن:/
سر گل زدناشون دلم میخواست داد بزنم
ولی رعایت کردم
میدونی چیه؟؟
یه تیکه ای بود تو جیران که سیاووش رفت کشتی بگیره،اون یارو محافظ شاه بهش گفت این مردم داغ دارن،اومدن بردنتو ببینن بلکه دلشون آروم شه
با اینکه تیم ملی طرف مردم نبود هیچچچچ کاری ندارم
من از وضعیت اونا خبر ندارم و قضاوتشون نمیکنم
ولی ولی ولی ،برد امروز بدجوری چسبید بهم:)))
بعد مدتها یکم سروتونین تو بدنم ترشح شد
پ.ن: بازی ایران _ولز
پ.ن۲:ایران۲ ولز ۰
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۱/۰۹/۰۴ ساعت 11:38 PM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛