دیشب خواب میدیدم حرم امام رضام

رفته بودم جلوی ضریح و از ته دلم زار میزدم و گریه میکردم

توی اون وضع یکی اومد بهم گفت چرا اینقد گریه میکنی

بهش گفتم تموم بغضا و اشکامو گذاشتم تا بیام اینجا و خالیشون کنم

اینقد شدید گریه میکردم که مطمعنم اگه کسی کنارم بود میفهمید دارم توی خواب گریه میکنم

بماند که از امام رضا دلم پره و هر دفعه بحث مشهد رفتن میشه میگم من نمیرم

بماند که ته دلم باهاش قهرم

ولی واقعا دلم میخواد همونجوری گریه کنم

اینقددد گریه کنم که خالی شم

؛))))