هفته ی سخت و پر استرسی داشتیم

مردم شهرمون دیوونه شده بودن

شهرو به آتیش کشیدن و کلی آدم کشته شدن

چند روزی خونه دخترخالم گیر کرده بودیم جرئت نداشتیم بیام خونه چون خیابونا نا امن بود

خلاصه که زنده موندیم