387
اینقد درگیر خودم بودم که یادم رفته بود سه روزه غذا نخوردم
و وقتی داشتم غذا میخوردم اینو از نگاه غمگین مامان خوندم
من فقط یمدت خواستم تظاهر نکنم به قوی بودن و انگار خانوادمو نگران کردم
باشه از این به بعد وانمود میکنم که قویم
حداقل شما حالتون بهتره
هرچند از درون له و خستم
خدایا صبرم تموم شده
یه خوشحالی بده میون این روزای غمگینم
یه چیزی که دلمو بهش خوش کنم
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۱/۰۷/۰۱ ساعت 11:19 AM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛