دیشب یاسمن دوبار از خواب بلندم کرد و گفت میترسه

کابوس میدید

اگه قبول میشدم از اینجا میرفتیم حداقل

عذاب کشیدن یاسمنو نمیدیدم

مامان دیروز کلی تو جمع خانواده خجالت کشیده

من که نرفتم

میگه برام مهم نیست ولی میدونم چه رنجی میکشه

خدایا هیچ کاری برام تو زندگیم نکردی حداقل همین جونمو بگیر راحت شم

بمیرم و عذاب کشیدن خانوادمو نبینم

حالا درسته انسان و تو رنج آفریدی

ولی رنجو در حد توان بده

دیگه نمیتونم تحمل کنم

به ته وجودم رسیدم