فقط غر زدم پیشنهاد میکنم نخونی🌱

.

.

‌.

.

.

.

اون روزی با دخترخالمو دوستم رفتیم بیرون

و خوب وقتی برگشتیم اینقد حالم بد بوددددد

هرچی که فک کنی گفتن و اعتماد به نفسمو کوبیدن

درمورد دماغمم حتی حرف زدن یه چیزی که واقعا ربطی به اونا نداره

من هیچ وقت درمورد ظاهر بقیه نظر نمیدم

مگه اینکه بخوام تعریف کنم ازش

مثلا یکیشون پوستش سبزس اون یکی پر جوشه

ولی هیچوقت تا حالا چیزی نگفتم

هرچند که اگه اونا بودن تا حالا صد بار زده بودن تو سرم

درمورد درس خوندنمم نظر دادن

یه پسره ای پارسال از محلمون فرهنگیان قبول شد با رتبه ای ۲۰۰۰تا از من بیشتر

بعد دخترخالم میگه تو نصف اونم درس نخوندی

خو اخه ادم عاقل من همینجوریشم رتبم خیلی بهتر از اونه

بعدشم من ۶ سال مدرسه نمونه بودم با بهترین معدل

اون یه دهم منم درس نخونده

حالا چون اون شانس اورده و پارسال ظرفیت زیاد بوده قبول شده یعنی بیشتر از من درس خونده؟؟؟

حرفاشون یه جوری قلب آدمو میشکنه که ..

خلاصه که موقع برگشت خودمو رو زمین میکشیدم از بس انرژیم رفته بود

کاش بفهمیم درمورد چیزایی که ازمون نظر نمیخوان نظر ندیم

اونم الان تو این وضع من که اینقد حال روحیم خرابه

این حرفا رو خیلی با خودم کلنجار رفتم که نگم اینجا

ولی الان که نوشتمشون فهمیدم هنوز عصبانیم

نوشتن یکم آروم میکنه آدمو

اووف الان بهترم