ولی انصاف نیست توی این سن کم این حجم از استرس و اضطراب آینده

این قلب دردا و حمله های عصبی

این فکر و خیالای بیش از حد

این تناقض خواسته ها و داشته ها

.

.

کاش وقتی وضعم اینه اینقدد ذهن بلند پروازی نداشتم

یه چیزایی که برا بقیه اینقد آسونه برا من آرزوی محاله

قلبم دنبال اینه که رشته ای برم که بتونم بورسیه کره بشم

ولی مغزم در انتظار نتایجه تا فرهنگیان قبول شم و بچشم طعم مستقل شدنو

هییی:)

مسیری که توی ذهن منه خیلی دراز و سخته و البته که بالمو چیدن و نمیتونم برم دنبالش:)