437
خوب صبح رفتیم اداره آموزش پرورش که مدارکو تحویل بدیم
قبلش رفتیم عکاسی عکسا رو تحویل گرفتیم
زیاد بد نشده بود فقط دهنم یکم کج شده😂
از عکس قبلیم بهتره حداقل
.
.
.
بعدش با تاکسی منو مامان رفتیم ،توی تاکسی راننده با مسافر دیگه ای که بود دعواش شد و کرایه نداد و مامان برا اینکه دعوا رو تموم کنه کرایه اون خانمه رو داد
بعدش رفتیم یه جایی دعوت به مصاحبه مو پرینت گرفتم
.
.
اداره دقیقا سر کوچه مدرسه دبیرستانمه و چون قبلا رفتیم یکم راحت تر بود
یه ساعت معطل بودیم و مدارکو کامل میکردیم
بعدشم که دیگه تموم شد
.
.
خیلی شلوغ بود چون فقط امروز وقت داره
پسرا ام امروز بودن
یه پسره با تیشرت اومده بود،امیدوارم روز مصاحبه ام اینجوری نره😂
یکی دیگشون آدامس میجویید و خیلی بد روی مخ من بود
دو تا پسره ام اومدن اینقدددد بچه بودننننن،قشنگ معلوم بود متولد ۸۳ ان خیلی کوچولو بودن😂
یه پسره ام اومد محل زندگیشو که پرسید گف کوی اساتید دانشگاه ملی که دقیقا دانشگاه قبلی منه
یعنی پسر یکی از استادای ما بود😂
البته این دو ساعت توی صف وایستاد نوبتش که شد فهمید اصن دم در از نگهبانی شماره نگرفته رفت از اول طفلی😂
.
.
حاجی ولی چه عجیب همه پسر بودن://
بجز یکی دو تا دختر
خواهر دوستم سالی رو هم دیدم با باباش اومده بود
البته امسال استان ما پسرا رو خیلی بیشتر میگیرن شاید مال همونه
A place of peace🌻💛