393
دیروز صبح و شب موقع هییت دیدمش
و مطمعنم که سنگینی نگاهشو حس کردم
البته که من قیافم خیلی عوض شده و تقریبا تعجب کرده بود
مامان رفته خونشون از خواهرش درمورد انتخاب رشته چن تا سوال بپرسه
بعد مامانش گفته که از من جلوش حرف زده
درمورد دانشگاه و این چیزا و قبولیم
ولی خیلی یجوریه:)))
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۰۵/۱۸ ساعت 8:43 PM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛