رسیدیم شهرمون
و البته خونه
یه دیگ گنده قرمه سبزی گرمم رو گاز بود قشنگگگگ دلی از عزا دراوردیم
الانم بابا چایی دم کرد و اصلا مقاومت نکردم طبق معمول،چون دلم شدیدا هوس چایی کرده
خونه خود آدم یچیز دیگست
آخیشششش