دیشب خوابشو دیدم

تو خواب وقت داشتیم حرف بزنیم ،بخندیم،حتی دعوا کنیم

رو در رو

بدون هیچ رابطی بدون هیچ مزاحمی

و هنوز اون حس خوبه رو دارم

جدی یعنی قرار نیست هیچوقت بهم برسیم؟؟

بعضی وقتا حس میکنم برام با یه غریبه فرقی نداری

اما هرچند وقت یبار اون دخترک ۱۴ ساله درونم بهونه گیری میکنه

بهم غر میزنه

گریه میکنه

تهشم یه گوشه خوابش میبره و دوباره من میشم همون آدم سنگدله

بقول اون بیت شعری که خیلی دوسش دارم

هرکه داند و خدای خودش ،که چه دردیست در کجای دلش🙂