زنگ میزنم به دوستام امید میدم حالشونو خوب میکنم درحالیکه خودم داغون ترینم

این حجم از فشار و جنگ و دعوا رو نمیتونم تحمل کنم

یکی از بزرگ ترین حسرتای زندگیم اینه که کاش یه بچه تو پرورشگاه بودم که هیچکیو نداره و فقط خودشه و خودش:)

اونجوری حداقل مجبور نبودم این حجم از ناراحتی رو تحمل کنم

واقعا به آدمایی که زندگی ارومی دارن و همه دغدشون چیزای چرت و پرته حسودیم میشه

بدبختی اینه که درد من یکی دو تا نیست؛)