چرا پست کتاب شعرامو نمیاره؟؟

خیلی بهشون نیاز دارم

هرچند میدونم اونام دیگه الان حالمو خوب نمیکنه

 

 

دخترخالم با مامانش دعواش شده اومده خونمون یه بندددد داره غر میزنه

گویا داره عقده گشایی میکنه و از موقع ازدواجش تا الان همه رفتارای بد مامانشو کنار هم چیده و بدون وقفه داره میگه

کاش بینشون یکم استراحت کنه

حرفاش همه منفیه و این فضای منفی رو قشنگ حس میکنم

چرا نمیرن خونشون؟؟؟

 

 

دوستم میگه بیا فردا بریم مراسم ختم حدیث (که امروز خودکشی کرد)

ولی میدونم جونشو ندارم

حال روحی خودم خیلی داغونه

از یه طرفم اگه نرم بچه های فامیلو میارن نگه دارم و حوصله اونارم ندارم

چه بلایی داره سرم میاد؟

این حجم از حال بد که تلنبار شدن و الان مث یه زخم چرکی سر باز کردن طبیعی نیست

 

 

 

لیمو شیرین پیام داد و گفت دلیل اینکه گفتم نه رو براش توضیح بدم

هیچکدوم از تفسیرایی که توی ذهن خودم داشتمو نگفتم و فقط خیلی کوتاه گفتم اخلاقامون شبیه هم نیست و براش ارزوی خوشبختی کردم

نمیخواستم ناراحتش کنم