امروز دختر یکی از همسایه هامون که فامیلمونم هست خودکشی کرد:))) 

دختره همسن منه و همبازی بچگیام بود

بعد کنکور اومد کتابامو برد که درس بخونه

یه ازدواج ناموفقم داشت که به طلاق ختم شد

صبح صدای جیغای مامانش واضح میومد:)))) 

خودشو زیر راه پله تو حیاط دار زده بود:))) 

اینجور که میگن انگار چند روزی بوده که تو فکر این کار بوده چون دیشب حموم رفته،لاک زده،لباس سفید و خوشگل پوشیده و به خواهرش گفته ازم عکس بگیر:)))) 

چی سر آدم میاد که به این حد از نا امیدی میرسه؟

اینکه بگه گوربابای عذاب اون دنیا و جهنم دیگه نمیکشم این زندگیو

مامان و بابا ماتم زدن

صبح که بابا بهم گفت کی مرده تو شوک بودم

همش حس میکردم دارن اذیتم میکنن و این واقعی نیست

کاش واقعی نبود

کاش با یکی صحبت میکرد

بعضی وقتا فک میکنم این بی عدالتی رو خود خدا شروع کرد:)