امشب برا عقد پسرعمه بزرگه سرافون کت پوشیدم

موهامم بافتمو پشت سرم جمع کردم

شباهت خیلی شدیدی به دوست جودی ابوت(سالی مک براید) پیدا کردم😂

عینکمم که زدم قشنگ میگفتی یه سیب از وسط نصف شده ایم😂

و دقیقا اینو همه میگفتن😂😂

خلاصه که تا حالا شباهتم با یه کاراکتر انیمیشنی رو ندیده بودم که دیدم:) 

 

 

اولای مجلس خیلی گرم و پر شور بودم ولی وسطاش شارژ اجتماعی بودنم تموم شد و همش دلم میخواس زودی بیام خونه

الان تازه تموم شدیمو اومدیم

 

 

برگشتنی با پسرعموم (که همسن ابجی وسطیه ست) یکم حرف زدم 

بچه آرومیه و من شدیدا به صحبت با ادمای آروم علاقه دارم😁

گفت چربی موهاش کنترل نمیشه و میخواد کچل کنه منم شامپویی که خریدمو بهش معرفی کردم این طفلیم شانس گندش مث منه😂

از  کلللل خانواده پدریم فقط  همین عمه وسطیه،دخترعمه بزرگه،پسرعمو رو باهاشون کنار میامو میتونم با خیالت راحت باهاشون حرف بزنمو ازشون بدم نیاد:)  

 

 

دوستم ف.خ ، تلگرام پیام داده بود که خیلی وقته ازم خبر نمیگیری و نامرد شدی و این حرفا منم گفتم خوب من خبر نگرفتم تو میگرفتی،شاکی شده میگه از بقیه خوب خبر میگیری فقط من اضافم😐

حالا این درحالیه که من با نصف دوستام قطع رابطه کردم

ینیییی چی خو جدی من خبر نگرفتم من گاوم تو خبر میگرفتی:/

 

 

از همین این مسخره بازیا بدم میاد که الان کلی تافت و گیره توی موهامه و اصلا یه درصدم توان باز کردنشون و حموم رفتنو ندارم🤦🏻‍♀️

خیلی بخوام زحمت بکشم صورتمو بشورم

چه غلطی کنم حالا:)

 

خلاصه که به امید روزای بهتر:))