185
امشب برا عقد پسرعمه بزرگه سرافون کت پوشیدم
موهامم بافتمو پشت سرم جمع کردم
شباهت خیلی شدیدی به دوست جودی ابوت(سالی مک براید) پیدا کردم😂
عینکمم که زدم قشنگ میگفتی یه سیب از وسط نصف شده ایم😂
و دقیقا اینو همه میگفتن😂😂
خلاصه که تا حالا شباهتم با یه کاراکتر انیمیشنی رو ندیده بودم که دیدم:)
اولای مجلس خیلی گرم و پر شور بودم ولی وسطاش شارژ اجتماعی بودنم تموم شد و همش دلم میخواس زودی بیام خونه
الان تازه تموم شدیمو اومدیم
برگشتنی با پسرعموم (که همسن ابجی وسطیه ست) یکم حرف زدم
بچه آرومیه و من شدیدا به صحبت با ادمای آروم علاقه دارم😁
گفت چربی موهاش کنترل نمیشه و میخواد کچل کنه منم شامپویی که خریدمو بهش معرفی کردم این طفلیم شانس گندش مث منه😂
از کلللل خانواده پدریم فقط همین عمه وسطیه،دخترعمه بزرگه،پسرعمو رو باهاشون کنار میامو میتونم با خیالت راحت باهاشون حرف بزنمو ازشون بدم نیاد:)
دوستم ف.خ ، تلگرام پیام داده بود که خیلی وقته ازم خبر نمیگیری و نامرد شدی و این حرفا منم گفتم خوب من خبر نگرفتم تو میگرفتی،شاکی شده میگه از بقیه خوب خبر میگیری فقط من اضافم😐
حالا این درحالیه که من با نصف دوستام قطع رابطه کردم
ینیییی چی خو جدی من خبر نگرفتم من گاوم تو خبر میگرفتی:/
از همین این مسخره بازیا بدم میاد که الان کلی تافت و گیره توی موهامه و اصلا یه درصدم توان باز کردنشون و حموم رفتنو ندارم🤦🏻♀️
خیلی بخوام زحمت بکشم صورتمو بشورم
چه غلطی کنم حالا:)
خلاصه که به امید روزای بهتر:))
A place of peace🌻💛