متن طولانیه اگه حوصله ندارید نخونید🤍

همیشه با خودم میگفتم من معلم سختگیری میشم،از اینایی که بچه ها جرعت ندارن تو کلاسش شیطونی کنن و ازش حساب میبرن

حتی تو مصاحبه پذیرشم همین حرفو زدم

ولی الان که بیشتر دقت میکنم نمیخوام اینجور معلمی شم

وقتی میبینم خواهرام چقددد اذیت میشن و معلما چقدد روحیه شونو تخریب میکنن حالم بهم میخوره از سختگیری

اینکه حالا یروز یه دانش اموز یه درسو که قطعا بعدا تاثیری تو زندگیش نداره رو نخونده باشه مهم نیس و بعدا یادش نمیمونه حتی

اما اگه منه معلم بخوام سر درس نخوندنش جلوی دوستاش تحقیرش کنم شاید تا اخر عمرش یادش بمونه

دهم که بودیم معلم ادبیات تخصصیمون بداخلاق بود از این معلم گنده دماغا بود که با هیچکی ابش تو یه جوب نمیرفت

من ناخودآگاه تحت تاثیر فضای بد کلاس از اون درس متنفر شدم و با اکراه میخوندمش

سال بعدش دبیر عوض شد و یه معلم جوون تازه نفس به جاش اومد

این یکی برعکس قبلی مهربون و فهمیده بود

و بیشتر بچه های کلاس با عشق درسشو میخوندن

اینقد اون معلم روی من تاثیر خوب گذاشت که عاشق ادبیات شدم طوری که حتی الانم اگه اون درسا رو بخوان ازم بپرسن کاملا یادمه

تو ریاضیم همین بود

سال اول یه معلم وحشی(به معنای واقعی وحشی) اومده بود که فقط بلد بود اعتماد به نفس بچه هارو خورد کنه

و من حتی توی کلاس اون نمره5 ام گرفتم چون حتی اگه میخوندمم استرس نمیزاشت جواب بدم

سالای بعدش که دبیری اومد که واقعا دوسش داشتم ریاضی من کمتر از 20نبود

حتی 19 ام نمیگرفتم سر کلاسش

چرا؟؟چون دبیرم خوش اخلاق بود و من درسشو میخوندم

خلاصه اینکه اخلاق معلم تاثیر خیلییی زیادی رو شخصیت بچه ها داره

حالا چرا این حرفا رو زدم؟

دلیل اولم اینکه وضعیت خواهرام و روحیه خرابشون شدیدا رو مغز و اعصابمه

دوم اینکه یکی از معلمای شهرمون سر کلاس از خستگی و بخاطر ضعف روزه داری بیهوش شده و سرش ضربه خورده و منجر به فوتش شده

و من از دیشب دارم تو ذهنم تکرار میکنم که اون یه معلم واقعی بوده

واقعا از صمیم قلبم میخوام مثل اون باشم

که حتی وقتی از خستگی دارم هلاک میشم کارم و علاقم برام مهم تر باشن

که حتی اگه مُردم بقیه نگن اخیشش راحت شدیم،بگن حیف شد آدم خوبی بود

همینجا به خودم قول میدم یه معلم خوب باشم

معلمی که دوست دانش اموزاش باشه و روحیه شونو تقویت کنه و استعداداشونو بشناسه

هیچوقت زیر قولم نمیزنم:))))