471
امتحانا مجازی شد و من از همه خوشحال تر بودم
واقعا نمیتونستم دو هفته تحمل کنم خونم نباشم
شوهرمم طفلک گناه داشت تنهایی بمونه ، ما تو اون شهر هیچکیو نداریم فقط خودمون دوتاییم وقتی من نباشم اذیت میشه
البته که اون بیشتر نگران گشنه موندنشه ولی خب 😂
بیاین فکر کنیم طاقت دوری نداره
شروع ترممونم مجازیه و تا بعد عید خداروشکر نمیریم دانشگاه
همینم خیلییی غنیمته
بدنم تو اتوبوس داغون شده بود دیگه نمیتونستم تحمل کنم
دفعه آخری تو ترمینال نشستم گریه کردم..
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۴/۱۱/۱۷ ساعت 10:56 AM
توسط گندم🌾
|
A place of peace🌻💛