محل خدمت مون مشخص شد

یجایی نزدیک شهر ، که تونستیم داخل خود شهر خونه اجاره کنیم که همسر بره و بیاد

خونه رو دیروز تحویل گرفتیم و وسیله هارو آوردیم

گاز نداریم هنوز و قراره امروز بریم بخریم ، بعد منی که همیشه واسه کارای خونه تنبل ترین بودم و انجام نمیدادم تا حد ممکن دیشب تا صبح بیدار موندم و آشپزخونه رو چیدم

لامصب خیلی حال خوبی داره ، اینکه میدونی خونه خودته وسیله های خودته

خونمون خداروشکر بزرگه ، اجارش زیاده ولی حداقل می‌دونیم می ارزه به پولش

مامان و بابا اومدن و داریم رنگ میزنیم هالشو ، امروز از طرف شرکت میان تا لباسشویی و یخچالو نصب کنن