دیشب یه مشنگی به تورم خورده بود با حرفایی که میزد نتونستم بخوابم و بیدارم نیگه داشت

بعدش دوستم پیام داد و با اون گرم صحبت شدم

فهمیدم حالش در حد خودکشی بد بوده

عجیبه که ما از آدمای اطرافمون خبر نداریم و نمیدونیم درگیر چه چیزایین و ممکنه هر لحظه نتونن دیگه ادامه بدن

خلاصه که با اون تا صبح بیدار موندم و اینقد چرت و پرت گفتم تا مطمعن شم حالش بهتر شده

ولی جدی من توانایی دیدن خودکشی دوستمو ندارم