483

سریال آنتن قشنگه ها

یه زن که بعد ۴۷ سال میره دنبال رویاش

آدمایی که میخوان جلوشو بگیرن

و تلاشاش برای ادامه مسیرش

482

چرا هیچ خبری از تکمیل ظرفیت نمیشه؟؟؟

481

دخترخالم فردا کاراموزی داره

زنگ زد من برم اونجا

ولی گفتم تو بیا اینور یه تفریحیم میشه برات

قراره بیاد

دلم برا بچه هاش تنگ شده خیلی خنگ و شیرینن😂

480

حسى كه هيچوقت دست از سرم برنميداره،حس عقب موندنه.

عقب موندن از درس، از كار ، از زندگى.حس عقب موندن از بقيه.

حس اينكه سنم داره ميره بالا،وقت كم دارم و عقب موندم از همه چى.

⌛️

479

برا مغازه مشتری اومده

از اون قیمتی که من فک میکنم کمتره

یکم حس بد دارم یکم خوب

خوب برا اینکه به محض فروختن مغازه میریم از اینجا

بد بخاطر نامعلوم شدن درآمدمون بعد فروختن مغازه

انشالله که خیر بشه

478

کیک یخچالی درست کردم

تو یخچاله و منتظریم سرد بشه

پسرخاله دیگمم اومد و اکیپ کامل شد

نشستیم آفتاب پرست نگاه میکنیم

🥀

477

امشب دوتا از پسرخاله هام ازم پرسیدن کرم یا صابون چی میزنی پوست صورتت روشن تر شده

این یعنی پوستم بهتر شده

با اینکه هیچی نزدم

حتی اسکرابی که قبلا میزدمو نزدم این چن وقت

یه ذره ذوق کردم😂

476

اومدیم خونه دخترخاله و پسرخالم

امشب آخرین شب مرخصی پسرخالمه

نگهمون داشتن

هرچند مامان فردا پخ پخ...

ما که داریم از این شهر میریم این چن شب آخری رو یکم خوش باشیم

بعدش از این شب نشینیا خبری نیس

475

فیلتر شکنم که یکی دو روزه بالا میاد تازه وصل شدم به اینستا

و دفعه اولی که رفتم بغض گرفته بود گلومو

چخبرهههه

بقول شایع حاجی اینا بچه هامونن بهشون بگین دست بجنبونن:)))

کاش واقعا انقلاب شه

474

امروز دوباره تست mbti گرفتم

بنظرم از همه تستایی که گرفتم به شخصیتم نزدیک تر بود

473

کی میگه بچه شیرینه؟؟؟

من گفتم؟؟؟

شکر خوردم🥲🥲

472

دخترخالم رفته بیمارستان کاراموزی

زنگ زد گف زایمانای امروز زیاد نیس تا چن ساعت دیگه میاد

پسر کوچیکش از خواب پا شده

بهش صبحانه دادم الان درگیر توپشه

بزرگه خوابه و کاش یکم دیرتر پا شه

اون بیشتر میفهمه گیر میده مامانم کو

صبح یه صحنه جفتشون پا شدن با هم گریه میکردن منم گیج از خواب پریدم کوچیکه رو بغل کردم به بزرگه گفتم خاله تو ساکت شو داداشی رو بخوابونم بعد گریه کن😂

همین الان بزرگه پا شد:///

471

تلگرامم وصل شد

سه تا کتاب دانلود کردم

کتاب اقتصاد و تاریخ و جامعه مهر و ماهو مشاورانو گرفتم

کاش وصل بمونه

امروز خیلی با وی پی ان ور رفتم

470

زنگ زده بهمو میگه از رایگانم زیاد مونده گفتم با تو حرف بزنم

با اینکه حوصله ندارم مکالمه رو ادامه میدم

میگه اون روزی که دیدمت خیلی لاغر شده بودی و رنگت پریده بود

سعی میکنم الکی بخندمو میگم نه بابا خوابم میومد گیج بودم

میگه زندگیتو تباه کردی سر یه کنکور مسخره

بازم الکی میخندمو میگم برام مهم نیست

میگه برنامت چیه میخوای دوباره کنکور بدی؟

میگم نمیدونم فعلا زندگیو ول کردم

خسته بودم،خسته تر میشم

اشاره میکنم به دخترخالمو بهش میفهمونم صدام کنه

میفهمه و صدام میزنه

میگم دیگه باید برم و خدافظی میکنم و قطع میکنم گوشیو

و بعد با خودم فک میکنم بعضی از مکالمه ها چقدر انرژی میگیره از آدم:))

پ.ن:این دوستم با من کنکور داد و رتبش چیزی بیش تر از ۱۰ برابر رتبه من شد ولی یجوری حرف میزنه انگار..

469

دخترآینده عزیزم سلامم

اگه بخوای اینقد اذیتم کنی کنسلی مامان جان😂💕

468

بچه داری واقعا کار سختیه

مخصوصا وقتی بچه مریض باشه

برا من که سخته

ولی از پسش بر اومدم امروز:)))

467

بچه های دخترخالم تا الان نمیخوابیدن

بزرگه رو من با فیلم سرگرم کردم کوچیکه ام مامانش خوابوندش به بدبختی

امشب رفتیم پارک کوچیکه تو ماشین اسباب بازیش بود داداشش ماشینو هل داد پرت شد افتاد

بچه کوچیک با فاصله سنی کم خیلی اذیت میکنه

اینا یکیشون دو و نیم سالشه یکی دیگه ۷ ماهشه

طفلی دخترخالم پیرش دراومد

صبحم باید بره کاراموزی

ولی بازم حس شیرینیه

466

پر از بی مهری بود مهر ۱۴۰۱:)))

465

به یاسمن که زنگ زدم صدای مامان میومد از اون ور که داش به خالم میگف بخاطر گندم دارم خونه رو عوض میکنم

میدونه چقد از این شهر بدم میاد

میگف اینجا که بیایم گندم میخواد درس بخونه

خونه هاش اینقد بزرگ هست که راحت بتونم بشینم بخونم

حیاطشم که اصن نگم😂

خودت حیاط روستا رو تصور کن

بزرگگ،دبش،خوشگل پوشگل

464

اینکه یهویی شهرو ول کنی و بری تو روستا زندگی کنی خیلی سخته

ولی الان خیلی وضعو بهتر میکنه

چون دوریم و امکانات تفریحیش کمه مجبوریم تو خونه بمونیم

و این یعنی منو یاسمن و فنچک راحت میتونیم درس بخونیم

یه برنامه خفن تو ذهنمه که به محض رسیدن شروعش میکنم

فعلا خونه دخترخالمم چون دس تنهاس

باید یدورم برم دانشگاه خودمون چن تا کتابه پرینت بگیرم

فقط تلگرامم وصل شه که بتونم پی دی افو دانلود کنم

خدای آدم خوبا،کمکمون کن که بدتر از این نشه

463

برمیگردن فردا پرونده بچه ها رو بگیرن

خونش خوبه

راحت میشیممممم

💃🕺

462

خونه رو مامان قولنامه کرد

رفتنی شدیم:))))

461

دختر عزیز آینده ام سلام

میخوام بدونی که تمام تلاشای این روزام بخاطر توعه

که یه مامان قوی داشته باشی:)))

460

حس میکنم دارم انرژیمو دوباره بدست میارم

یکمم بهتر شدم

و انرژی شروع کردنو دارم

مشکلم فقط کتابه

کاش بریم زودتر از اینجا

تو اون شهر فامیل زیاد نداریم فقط خالمه که اونم فضول نیس راحت میتونم درس بخونم

هیچکی وسط درس مزاحمم نمیشه

و هیچیکم قهر نمیکنه که چرا باهاش بیرون نرفتم

گوشیمم روزا جمع میکنم

459

دخترخالم بالاخره بچه هاشو خوابوند

صبح کاراموزی داره و اگه زود پا شن دهنم سرویسه

انشاالله دیر پا شن که مامانشون اومده باشه

458

چرا این تبخال لعنتی من خوب نمیشههه

457

امیدوارم حداقل این یکی تغییر به نفعمون باشه

مث قضیه دانشگاه من نشه،از این جا رونده و از اونجا مونده

هر چی خیره اتفاق بیوفته انشالله

از این حیاط جهنمی راحت شیم فقط

456

مامان و دوتا آبجیم رفتن شهری که میخوایم بریم تا خونه ای که خاله پیدا کرده رو ببینن

من میرم خونه دخترخالم چون کلاس داره و کسی نیس بچه هاشو نگه داره

البته دلیل اصلی این یهویی رفتن مامانم همین بود که من برم پیش دخترخالم

اینم طفلی گناه داره گیر کرده پرستار بچگم گیرش نمیاد که مطمعن باشه

بابامم میمونه خونه تا مواظب مغازه و خونه باشه

455

انيميشن`` من همینی ام که هستم ``و دیدم امشب

قشنگ بود:))))

حس خوبی داد بهم

اینکه ته همه بدبختیا بازم یه ذره کوچیک امید هست

🧧🎐

454

امروز تو آینه یه دختر غریبه رو دیدم

تعجب کردم

حتی یه ذره ام شبیه من نیست

دلم برای گندم قبلی تنگ شده

من این نبودم:))

453

قراره خونمونو عوض کنیم

بریم یه شهر دیگه

پیش خالم

تو روستا

کاش زودتر بریم

اینم یه ریسک دیگس ولی حداقل از این شهر لعنتی راحت میشیم

از دیوارای این شهر حتی بدم میاد

هیچ خاطره خوبی ندارم اینجا

452

امروز تو خیابون دوستمو (ف.خ)دیدم

و خودمو زدم به اون راه که مثلا ندیدمت

متاسفانه صدام زد و مجبور شدم برم پیشش و باهاش حرف بزنم

یه دوره ای پیدا کرده تربیت دبیر میگه بریم

فردا رو میرم

ولی اصن دلم نمیخواد دوستیمو ادامه بدم باهاش

اصلا حالم کنارش خوب نیست

البته ۹۰ درصد آدمای زندگیم تو همین روالن

لعنتی کاش میشد دوستیمو باش بهم بزنم ولی نمیشه

451

دیشب داشتم به دخترخالم اینو میگفتم:

من اگه بخوام خودمو با دوستای دبیرستانم مقایسه کنم ازشون ده تا پله عقب ترم

ولی میدونی دست از مقایسه کردن برداشتم

نقطه شروع من با اونا یکی نبوده

اگه ده سال دیگه بازم ازشون ده پله عقب تر بودم اون وقت یجای کارم میلنگه

من فقط حق دارم خودمو با ورژن یه سال پیشم مقایسه کنم:)))

450

هری پاتر داره تموم میشه

فقط قسمت آخرش مونده

و منو غم گرفته

کاش یه سریال چند فصلی بود

با اینکه برا بار دوم بود که میدیدم دقیقا همونقدرر جذاب بود البته که چون ایندفعه کتابو خونده بودم خیلی بهتر میفهمیدم داستانشو

میدونی چی ته داستان آدمو غمگین میکنه؟؟

اینکه چرا همچین دنیایی وجود نداره که منم برم و توش زندگی کنم

یا اینکه اگه وجود داره قرار نیس هیچوقت اونجا باشم

جدی مگه میتونه همه اینا از ذهن یه آدم بیاد؟؟

خیلی جزئیاتش دقیقه

انگار واقعا اتفاق افتاده و رولینگ تعریفش کرده

🪄🎩

449

بالاخره رفتم بانک کارتامو گرفتم

ولی رمز دومو این چیزاش قاطی شده باید برم عابر بانک درست کنم

راحت شدم:)))

448

داشتم به این فک میکردم که اگه قرار باشه آدرس اینجا رو به کسی بدم اون یه نفر کیه

البته که هیچوقت قرار نیست از اطرافیانم کسی اینجا رو بخونه

ولی اگه در آینده بخوام خاطراتمو با کسی شریک بشم احتمالا اون یه نفر دخترمه

البته که با خدا در این مورد که نمیخوام دختر داشته باشم توافق کردم

ولی خوب شاید یروزی دختر دار شدم دیگه

و ترجیح میدم اون اینجا رو بخونه

خاطرات،احساسات،شکست ها،غما و مشکلات مادرش که باهاشون دست و پنجه نرم کرده

هومم شاید:)

447

میدونی چرا تو عروسی دوستم حالم بد بود؟؟

چون به این فک میکردم که دوستم باعث افتخار خانوادش بود و شادشون کرده بود

(منو دوستم سال اولی که کنکور دادیم رتبه و ترازمون دقیقا مثل هم بود، اون قبول شد فرهنگیان ولی من نشدم)

و این شادی میتونست مال خانواده منم باشه

من همیشه باعث غم اطرافیانم شدم

حداقل اگه میشد خانوادم خوشحال تر بودن

446

یه تبخال گندههه پایین لب پایینم زده

معمولا وقتایی که توی خواب میترسیدم تبخال میزدم

ولی این روزا اضطرابم خیلی زیاده شاید مال اونه

جای باحالی زده😂

همیشه گوشه لبم میزد ایندفعه وسط لبم

خدای آدم خوبا پس کی روزای شاد ما میرسه؟؟؟

445

امشب با یاسمن و دخترخاله هام رفتیم عروسی

اینقد سرم درد میکرد که نمیتونستم حتی بشینم

تا لحظه آخر تلاشمو کردم که نرم ولی نشد

چقد این روزا پیر شدم

حوصله هیچیو ندارم

444

امشب وقتی رفتم ببینم فصل ۳ بریجرتون کی میاد فهمیدم ۳ تا کتاب دیگم داره مجموعش بجز اون ۵ تایی که من خوندم:/

اونوقت من فک میکردم داستانش تموم شده😶

ولی گیر نمیاد پی دی افش لعنتی

با اینکه داستان چندان باحالی نداره ولی یه عاشقانه آرومه و آدمو جذب میکنه بخصوص فضای قدیمیش